تبليغاتX
مهربانم دوستت دارم


دانشگاه میناب

beldezh

سلام به تمام دوستان گلم و به عزیزانم حسن و شاید ارمیتا مهربانم ای خدا شکرت الان من تو مینابم همونجور که قبلا بهتون گفتم ایقد سعی کردم و به خودم گفتم که بتونم ترم 2 رو پاس کنم و دیگه کاش نگم شکر خدا قبول شدم از خدا شاکرم الان یه خونه تو میناب گرفتم برای ترم3 باز هم خدارا شکر این جا کسی نیست خودم تکو تنهام خونه بزرگ 4 اتاق داره و یه حیاط بزرگ سه تا درخت هم داره البته خونه اش هم قدیمی ویلایی در بست گرفتم اینجا تنهام نه اونقد تنها خدا هم هست یه موقعه ای می رفتم تو مسجد نماز می خوندم یه جورایی مذب بودم برای اینکه فکر می کردم شاید ریا کاری باشه البته یه موقعه هایی هر کاری می کردم با خودم کنار نمی اومدم خلاصه تا قسمت شد من بیام اینجا الان واسه خودم نماز می خونم می خوام برای درسام برنامه ریزی دقیقی داشته باشم با کمک خدا . خدا را شکرت نمی دونم چرا شروع به نوشت ن کردم امروز صبح که از خواب بیدارشدم خیلی خیلی ساکت بودم اونقدر ساکت بودم همش فکر می کردم آخه کسی نیست باهاش حرف بزنم خدایا کمک کن که بتونم با معدل بالایی قبول بشم چون من به خودم قول دادم خدایا من از گنارهها هم دور کن راستی یه چیزی خوب اگه می خوایی بدونی چرا تصمیم گرفتم درسامو خوب بخونم واسه این بود که دوباره معین بشم و زحمتهای دیگران جبران کنم 5 الی 6 روز پیش مادرم خیلی خیلی مریض بود اونو حتی بردم بیمارستان اوژانس آخه خیلی خیلی مریض بود نمی دونم چرا رعایت نمی کنه قند خون داره ایقد دعا کردم مریم هم رفت عیادتش دید اونو برای اولین بار مادرم خیلی از مریم تعریف کرد جالب این بود هر دو تاشون یه چیزی می گفتن که ببین اون چی گفته در مورد ما عجب ای خدا شکرت فکر کنم نوشتن بهترین همدم باشه این جا دوست رفیق هم دارم ولی خوشم نمیاد برم عادت می کنن دیگه هر روز میان دیگه از درس خوندن هم می افتیم این خونه 6 ماهه گرفتم اگه بشه عکسشو میگیرم می زارم تو وبلاگ راستی می خوام وبلاگ جدید بسازم چون هر کی سرچ می کنن تو گوگول اسممم درجا میاد همون اس مستعارم فکر کنم ابو باشه بهتره هر کی میاد در مورد من می دونن دیگه ابرویی نونده ما واسه خانوادمون می نویسیم ولی.... عجب جالبه می خوام یه دوربین بخرم هر چی باهالی ببینم در مورد زندگی یا لحضات زندگی مون عکس بگیرم برام دعا کنید که این ترم انشالله قبول بشم با مدل خوب مریم که هست شماها که نیستین پیش خدایین البته نمی دونم شاید هم ... بیخال خدا تو یه سوره ای گفته کسی که به فردا فکر می کنه خیلی دلش به این دینا خوشه الان ظهره ساعت 10:59 ولی خواب خوابم نمی دونم چرا چون جمعه است الان مریم زنگ زد1 مین قطع شد امروز سالگرد بابا بزرگشه خوب من برم به درسام برسم بهتره یه برنامه ریزی چیزی بکنمخوب من می رم خانواده عزیزم بای لیته تا نمی دونم 1387/12/16

سر فصل 2 همون روز

امروز می خوام واقعا به خودم قول بدم که بتونم نمره هام بالا بگیرم فلا

ادامه مطلب نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 17:37 توسط معین بلدژ |


ساعت ....و ... موسيقي