تبليغاتX
مهربانم دوستت دارم


آشنایی با پدر مریم

سلام دوستان بلاخره بعد از سالها یا بهتر بگم قرنها رفتیم برای آشنایی بابای مریم بابام از دبی اومده بود برای ۲ روز که فقط یه صحبتی کنه بلاخره یه جورایی بگم که خیلی خیلی قشنگ یش می رفت ولی چی یه جادوگر همون که تو فیلم هست بود نمی دونم که سیب می ده بهش پیرزنه دختره میمیره یه جادوگر در قالب یه زن زشت همه چیز مارو بهم زد هی روزگار می بینی بلاخره با هر دوزکلکیبود بابام با ترفند جادوییوسیاست بالایی که داشت همه چیزو تموممکرد و فقط منتظر جواب آره و بله اونهایییمببینم خدا چی می خواد یا حق
ادامه مطلب نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 13:20 توسط معین بلدژ |


ساعت ....و ... موسيقي